معلومات درباره پیغمبران.

حضرت هودنبی(علیه السلام) چهارهمین پیامبر الهی

حضرت هود(علیه السلام)

حضرت هود نبی(علیه السلام) یکی از انبیای الهی است که نام و داستانش بارها در قرآن مجید آمده است . حضرت هود(علیه السلام) ، از نسل حضرت نوح(علیه السلام)بود ، اما از پیامبرانی نبود که از نوادگان حضرت ابراهیم(علیه السلام) به شمار آید . آن‌ حضرت را به این دلیل هود می‌گفتند که از گمراهی قومش نجات یافته و از طرف خداوند برای هدایت قومش انتخاب شد . زمانی که به رسالت مبعوث شد ، چهل ساله و نام قومش عاد بود . قوم عاد در پیروی از حضرت هود نبی(علیه السلام) گردن‌گشی کردند و بدین‌سان مبتلا به عذابی سخت گشتند. در این بین حضرت هود(علیه السلام)و عده‌ای از یارانش نجات پیدا کردند و به منطقه حضرموت یمن برای ادامه زندگی‌ کوچ نمودند . پاسخ تفصیلی حضرت هود(علیه السلام) یکی از انبیای الهی است که نام و داستانش بارها در قرآن مجید آمده است ، و یک سوره نیز به نام ایشان می‌باشد . در مورد نسب ایشان ، ‌نقل‌های مختلفی وجود دارد؛ برخی منابع شیعه و اهل سنت او را «هود بن شالخ بن أرفخشد بن سام بن نوح» معرفی کرده‌اند. برخی دیگر او را «هود بن عبدالله بن رباح بن جلود بن عاد بن عوص بن إرم بن سام بن نوح» دانسته‌اند. وی در قیافه و قامت مانند حضرت آدم(علیه السلام) بود . سر و صورتی پر مو و چهره‌ای زیبا داشت . دومین پیامبری است که بعد از حضرت نوح(علیه السلام) در برابر بت‌پرستی قیام و مبارزه کرد . ایشان را به این دلیل هود می‌گفتند که از گمراهی قومش نجات یافته و از طرف خداوند برای هدایت قومش انتخاب شده بود . امام علی(علیه السلام) ، حضرت هود(علیه السلام) را از جمله پیامبران عرب‌زبان معرفی کرده است: «هود، صالح، شعیب، إسماعیل و پیامبر اسلام به زبان عربی صحبت می‌کردند» . در ارتباط با تاریخ زندگی این پیامبر الهی نیز اختلافاتی وجود دارد؛ برخی زمان حیات حضرت هود(علیه السلام) را پس از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و قبل از موسی(ع)دانسته‌اند . برخی دیگر نیز دوران حضرت هود(علیه السلام) را قبل ازحضرت ابراهیم(علیه السلام) می‌دانند . در هر صورت؛ حضرت هود(علیه السلام) ، از نسل حضرت نوح(علیه السلام) بود ، اما از پیامبرانی نبود که از نوادگان حضرت ابراهیم(علیه السلام) به شمار آید. با آن‌ که قرآن کریم بارها به داستان این پیامبر پرداخته ، اما در تورات و انجیلی که در دسترس ما است، نامی از این پیامبر برده نشده ؛ چون در این دو کتاب بیشتر به پیامبران بنی اسرائیل پرداخته است . برخی مورّخان معتقدند که داستان حضرت هود نبی (علیه السلام) در میان اعراب بسیار مشهور بوده و قبل از این‌ که قرآن از این پیامبر الهی و قومش سخن به میان آورد، ساکنان جزیرة العرب، او و قومش را می‌شناختند . ایشان در چهل سالگی به نبوت رسید و پس از آن قوم خود را به توحید دعوت و از بت‌پرستی منع کرد . روایات دیگری نیز در شباهتحضرت نوح(علیه السلام) با حضرت هود(علیه السلام) وجود دارد. همچنین در قرآن؛ جملاتی که از این دو پیامبر نقل شده، شباهت بسیار وجود دارد . در مورد محل زندگی و رسالت حضرت هود نبی (علیه السلام) ، گفتارهای بسیاری وجود دارد؛ اما به نظر می‌رسد به هر حال ، منطقه زندگیشان در خاورمیانه بود .

 

منبع : بحار انوار

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ ] [ 19:14 ] [ علیرضا ]
19 نظر
حضرت شالخ نبی(علیه السلام) سیزدهمین پیامبر الهی

حضرت شالخ(علیه السلام) پدر حضرت هود(علیه السلام) است ، حضرت شالخ(علیه السلام) به امر خداى تعالى قيام كرد و مؤمنين هم با او بودند ، حضرت شالخ(علیه السلام) طريقۀ پدران خود را پيش گرفت و سنّت آنها را اجرا مى‌كرد تا اينكه وفات او در رسيد .

آنگاه خدا او را مأمور كرد كه نامها و حكمت و نبوّت را بفرزند خود حضرت هود (عليه السّلام) بنحو امانت تسليم نمايد . پس آن حضرت هود (عليه السّلام) را خواست و او را وصىّ خود نموده و از دنيا رحلت كرد . حضرت هود (عليه السّلام) که نامش در قرآن ذکر شده و يکي از سوره هاي قرآني (سوره هود) نيز بنام آن پيغمبر بزرگ ناميده شده است . که بعد از پدرش حضرت شالخ(علیه السلام) به تبليغ امر الهي و حفظ آثار پيغمبران قبلي قيام نمود . و به گفته بعضي از مورخين 430 سال در ميان مردم زندگي کرد .

منابع :

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

موسسه جهانی سبطین

[ سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 10:28 ] [ علیرضا ]
34 نظر
حضرت ارفخشد نبی (علیه السلام) ابوالانبياء دوازدهمین پیامبر الهی

مورّخين حضرت ارفخشد نبی (علیه السلام) را ابوالانبياء ناميده اند . چون نَسَب پيغمبران بعد از حضرت نوح(ع) به حضرت سام(ع) و بعد به وي منتهي مي شود . گويند حضرت ارفخشد نبی (علیه السلام) براي نگهباني ميراث پيغمبران و دعوت مردم به پاکي و فضيلت و تبليغ آئين الهي پدران خويش ، رنج فرواني بُرد تا اينکه در سن 460 سالگي از دنيا رفت .

بعد از حضرت سام (عليه السّلام) فرزندش حضرت ارفخشد (عليه السّلام) به امر خداى سبحان قيام كرد موقعى كه آن بزرگوار قيام فرمود پيروان پدرش به او ايمان آورده تابع او شدند، در آن زمان سلطنت در اختيار فريدون كه ذوالقرنين باشد بود، و قصۀ او اين است كه خداى تعالى او را بر قوم خود مبعوث كرد و او هم قوم خود را بطرف خدا دعوت مى‌كرد ولى قوم او او را تكذيب و نبوّتش را انكار كردند.

بعد از آن او را گرفتند و بطرف راست سرش ضربتى زدند و مدت صد سال به امر خدا از دنيا رفت، آنگاه خدا او را زنده كرده بسوى قومش مبعوث كرد ولى آن قوم در اين بار بطرف چپ سر او ضربتى زدند و بامر خدا مدت صد سال ديگر از دنيا رفت.

خداى تعالى سومين بار او را زنده كرد و دليلهاى نبوّت او را در دو موضع ضربت‌خوردۀ سرش قرار داد و نور از آن دو موضع درخشندگى مى‌كرد. موقعى كه آن حضرت غضب مى‌كرد از آن دو موضع مضروب سرش رعد و برق و صاعقه بصدا مى‌آمد.

خدا حضرت ارفخشد (علیه السلام) را مالك مشرق و مغرب زمين كرد و بوسيلۀ او مردم ستمكيش را ريشۀ كن كرد، آن حضرت ارفخشد (علیه السلام) بود كه بيوراسبرا 44 از پا در آورد. از جمله قصۀ او همين است كه خدا در قرآن بما خبر مى‌دهد از قبيل: امر يأجوج، مأجوج، سند و غير ذلك از مشرق و مغرب، هيچ ستمكارى را رها نمى‌كرد مگر اينكه او را در هم مى‌شكست و زمان آن حضرت زمان عدل و فراخى و بركت بود.

منابع :

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پایگاه امام علی (علیه السلام)

و بر گرفته از منابع مشابه

[ جمعه دهم دی ۱۳۹۵ ] [ 23:32 ] [ علیرضا ]
27 نظر
حضرت سام نبی (علیه السلام) یازدهمین پیامبر الهی و زنده‌ شدن‌ ایشان!

حضرت سام نبی (علیه السلام) یازدهمین پیامبر الهی

حضرت سام نبی (علیه السلام) فرزند حضرت نوح نبی (علیه السلام) و پیامبر بعد از این پیامبر بزرگ الهی بود ، که به امر پروردگار جانشین پدرش شد و یازدهمین پیامبر خداوند گردید . وی در زمان خود با مخالفت برادرانش «حام» و «یافث» و فرزندان قابیل و دیگران مواجه شد و بالاخره چنانچه نوشته اند؛ حضرت سام (علیه السلام) پس از آنکه 600 سال از عمرش گذشته بود دار فانی را وداع گفت. و فرزندش «ارفخشد» یا (ارفحشد) را وصی خود گردانید و آثار انبیاء را به وی منتقل کرد.

زنده‌ شدن‌ حضرت‌ سام‌(علیه السلام)!

در زمان‌ حضرت پيامبراکرم(ص‌) عده‌اي‌ از يمن‌ نزد حضرت‌ آمدند و گفتند: ما باقيماندة‌ ملتهاي‌ گذشته‌ از آل‌ حضرت نوح‌(ع‌) هستيم‌ . حضرت‌ سام‌(علیه السلام) كه‌ جانشين‌ نوح‌(ع‌) بوده‌ است‌ در كتابش‌ آورده‌ كه‌ هر پيامبري‌ جانشيني‌ دارد . جانشين‌ شما كيست‌؟ پيامبر به‌ حضرت علي‌(علیه السلام)اشاره‌ كرد . گفتند اگر از او معجزه‌اي‌ بخواهيم‌ مي‌تواند انجام‌ دهد؟ فرمود ، با اذن‌ الهي‌ آري‌!

سپس‌ حضرت‌ محمد(ص) به‌ حضرت علي‌(علیه السلام) فرمود : با آنان‌ به‌ مسجد برو و پايت‌ را به‌ زمين‌ نزديك‌ محراب‌ بزن‌! حضرت علي‌(ع‌) همراه‌ آنان‌ به‌ مسجد رفت‌ و دو ركعت‌ نماز خواند و سپس‌ پايش‌ را بر زمين‌ نزديك‌ محراب‌ زد. ناگاه‌ زمين‌ باز شد و تابوتي‌ ظاهر گشت‌ و از ميان‌ تابوت‌ ، پيامبري‌ كه‌ صورتش‌ مثل‌ ماه‌ مي‌درخشيد و خاك‌ از سر و صورتش‌ مي‌تكاند و ريش‌ بلندي‌ داشت‌ ، بيرون‌ آمد و گفت‌: اشهد اَن‌ لااله‌ الاّ الله واَن‌َّ محمّداً رسول‌ الله سيد المرسلين‌ و انَّك‌ علي‌ٌ وصي‌ّ محمّد سيدّ الوصيين‌ و انا سام‌ بن‌ نوح‌! در اين‌ موقع‌ آنان‌ كتابهاي‌ خود را باز كردند تا قيافة‌ حضرت سام نبی (علیه السلام) را با آنچه‌ در كتاب‌ آمده‌ مطابق‌ ديدند. آنها گفتند: اي‌ سام‌! ما خواستار خواندن‌ سوره‌اي‌ از كتاب‌حضرت نوح نبی (علیه السلام) هستيم‌! حضرت سام نبی (علیه السلام)شروع‌ به‌ خواندن‌ سوره‌اي‌ كرد و سپس‌ بر حضرت علي‌(علیه السلام) سلام‌ كرد و در تابوت‌ خوابيد و زمين‌ بر هم‌ آمد و مثل‌ سابق‌ شد. آنها با ديدن‌ اين‌ معجزه‌ گفتند: تنها دين‌ در نزد خداوند اسلام‌ است‌ .

[ دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵ ] [ 0:12 ] [ علیرضا ]
22 نظر
دهمین پیامبر الهی اولین پیامبر الولعزم شیخ الانبیاء حضرت نوح نبی (ع)

داستان شیخ الانبیاء حضرت نوع نبی (علیه السلام)

داستان حضرت نوح (علیه السلام) اولين داستان از پيامبران اولوالعظم است كه در قرآن كريم مفصل طرح شده است. اين داستان در سوره‌هاي: اعراف،توبه، يونس، هود، اسراء، مريم، انبياء، حج، مؤمنون، فرقان، شعرا، عنكبوت، احزاب، صافات، ص، غافر، نوح، شوري، ق، ذاريات، نجم، قمر، وحديد. آمده است. در اين نوشتار فقط از سوره اعراف از آيه 59 تا 64 بحث شده است.  قرآن كريم خلاصه داستان نوح (ع) را در سوره اعراف حكايت كرده است. اگر كمي دقت در آيات شود خاننده خودش چكيده داستان را بدست خواهد آورد. به همين منظور در اين نبشتار صرفاً داستان آن حضرت باز گو نشده است. بلكه تفسير آيات تحت عنوان «برداشت‌ها» با نگاه نو مطرح گرديده است.

لقَدْ أَرْسَلْنا نُوحًا إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ(اعراف/59)

«همانا نوح را به سوي قومش فرستاديم، گفت: اى قوم، خداى يكتا را بپرستيد كه جز او شما را خدايى نيست، من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم‏.»

شناسنامه حضرت نوح(علیه السلام)

«لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحًا إِلى قَوْمِهِ…»

قرآن كريم، نام حضرت نوح را ياد آور شده است. از اين رو، بحث شناسنامه نوح لازم و ضروري به نظر مي‌رسد. ابن عربي مي‌گويد: «روايت شده نوح بدان سبب نوح ناميده شده كه بر مردم خويش سخن و نوحه سرايي مي‌كرده است»كنايه از اين كه كار او شده دعوت مردم به توحيد و يكتاپرستي. زيرا كه نوحه بر ميّت را، نوح مي‌گويد. بدين خاطر نوح را نوح مي‌گفته‌اند: كه مردم نسبت به سخنان او دل مرده بوده‌اند. اين واژه غير عربي شايد عبراني است. او پسر لمك پسر متوشلخ پسرأخنوخ است كه در سال وفات آدم متولد شده و در 400 يا به قول ديگر، در 50 و يا 40 سالگي مبعوث به رسالت شده و 950 سال در حدود سه قرن در ميان قوم خويش مشغول به تبليغ بوده است.«خداوند» نخست داستان نوح را ذكر فرموده، چون نوح (ع) اولين پيغمبرى است كه تفصيل نهضت او در قرآن ذكر شده‏ است.حضرت نوح ملقب به شيخ الانبياء است.

‏پشتوانه حضرت نوح(علیه السلام)

«لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحًا إِلى قَوْمِهِ…»

در عرصه سياست حرف اول را پشتوانه مي‌زند. خواه آن اقتصادي، نظامي، جغرافيايي و ….باشد. از اين رو، قرآن به قدرت محكم و پشتوانه عظيم حضرت نوح (ع) اشاره نموده و آن الهي بودن رسالت او است. كه قرآن مي‌فرمايد: « لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحًا إِلى قَوْمِهِ…» يعني فاعل »ارسلنا» خدا است.

در قرآن،گاهي فاعل كه به خداوند بر مي‌گردد. مفرد آورده مي شود. مانند «نفخت فيه من روحي» گاهي ضمير فاعلي جمع بكار مي‌رود همانند اين مورد: « لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحًا إِلى قَوْمِهِ…» سرّ آن اين است. در كار هاي الهي اگر ديگران نقش داشته باشد مانند فرشته‌ها، پيامبران و طبيعت، حقّ تعالي، حقّ آنان را ضايع نكرده از ضمير جمع استفاده مي‌كند ولي جاي كه فعل و كار به خود خداوند نسبت داده شود. مانند نفخ روح، آنجا و شبيه آن ضمير را مفرد مي‌آورد.

‏حضرت نوح(علیه السلام) يكي از پيامبران عظيم الشان الهي است كه نام مباركش 43 بار در قرآن مجيد آمده است ونيز سوره اي به نام ايشان مي باشد.وي اولين پيامبر اولوالعزم است كه داراي شريعت وكتاب مستقل بوده ونيز اولين پيامبر بعد از ادريس مي باشد.شغلش نجاري ومردي بلند قامت وتنومند بوده وصورتي گندم گون داشته است.مركز بعثت ودعوتش در شامات وفلسطين وعراق بوده است.ايشان 2500 سال عمر كرد ومدت پيامبريش 950 سال بود و200 سال به دور از مردم به ساختن كشتي پرداخت ونيز 500 سال بعد از طوفان زندگي كرد.

در اواخر عمر جبرئيل بر او نازل شد وبه او اعلام كرد كه مدت نبوت وعمرت به سر آمده وبايد اسم اكبر وعلم نبوت را به پسرت سام واگذار نمائي وآن حضرت چنين كرد وپس از وصاياي خود دعوت حق را لبيك گفت .قبر او در نجف ودر بالاسر حضرت علي(ع) مي باشد.

 ( در صورت امكان ادامه مطالب را مطالعه بفرماييد )

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ادامه مطلب

[ سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۵ ] [ 18:59 ] [ علیرضا ]
28 نظر
نهمین پیامبر الهی حضرت لمک (علیه السلام)

حضرت لمک (علیه السلام) پدر حضرت نوح (علیه السلام)

حضرت لمک (علیه السلام) فرزند حضرت متوشلخ (علیه السلام) بود. نام مادر حضرت لمک (علیه السلام) عریا نام داشت دختر عرایل (عزرائیل) بن متوسل بن حیر بن شیث.

آنچه که در کتب تاریخی در مورد مادر حضرت نوح (علیه السلام) نقل شده ؛ نام مادرآن حضرت «قینوش» می باشد.

حضرت لمک بن متوشلخ (علیه السلام) صد و هشتاد و هفت سال داشت که همسرش براى او نوزادی آورد، که این همان حضرت نوح (علیه السلام) اولین پیامبر اوللعزم است . از ابن عبّاس نقل شده که هنگام تولّد حضرت نوح (علیه السلام) ، پدرش هشتاد و دو ساله بوده است.

همچنین نقل شده حضرت لمک (علیه السلام) پس از تولد حضرت نوح(علیه السلام) ، پانصد و نود و پنج سال زندگی کرد و داراى پسران و دخترانى شد. آنگاه درگذشت .

در اصل به جای «لمک»، «ملک» هم آمده، ولى باستناد تورات (تکوین – اصحاح ۵) و مسعودى (ج ۱ ص ۲۲) و مجمل (ص ۱۸۶- ۲۲۸) و آثار (ص ۷۳) لمک است، که به اتفاق ارباب قصص پدر حضرت نوح (علیه السلام) بود، و مزار مطهر حضرت لمک (علیه السلام) در لغمان سمت مشرقى افغانستان مشهور است .

[ جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 23:32 ] [ علیرضا ]
هشتمین پیامبر الهی حضرت متوشلخ (عليه السلام)

هشتمین پیامبر الهی حضرت متوشلخ (عليه السلام)

حضرت ادریس نبی (علیه السلام) فرزند خود حضرت متوشلخ (علیه السلام) را وصی خود قرار داد ، زیرا خداوند به او وحی فرستاد که وصیت را در فرزندتحضرت متوشلخ (علیه السلام) قرار ده که من بزودی از صلب او نبی پسندیده کرداری را بیرون خواهم آورد . خداوند حضرت ادریس (علیه السلام) را به سوی خود بالا برد و بعد از آن وحی منقطع گردید و اختلاف و تنازع پدیدار و فزونی گرفت ، و ابلیس شایع کرد که وی مرده است ، زیرا او کاهن بوده و می خواسته به فلک بالا رود که آتش گرفته و سوخته است ، فرزندان آدم که پیرو دین او بودند شدیداً اندوهگین شدند .

ابلیس گفت که بت بزرگ آنان بوده که حضرت ادریس (علیه السلام) را هلاک کرده ، پس بت پرستان در عبادت بت ها فزونی یافتند ، و به زیور آنها پرداختند ، و برایشان قربانی کردند ، و جشن عید گرفتند ، عیدی که همگان در آن حضور یافتند ، آنان در این دوران بت هائی به نام : یعوق و یغوثو نسر و ود و سواع ، داشتند ، هنگامیکه مرگ متوشلخ فرا رسید ، فرزندش حضرت لمک (علیه السلام) را وصی خود قرار داد حضرت لمک (علیه السلام) به معنای جامع و از او پیمان گرفت و صحف و کتاب های مختومه حضرت ادریس (علیه السلام) را به او سپرد ، عمر حضرت متوشلخ (علیه السلام) در این هنگام نهصد سال بود .

[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۴ ] [ 0:49 ] [ علیرضا ]
21 نظر
هفتمین پیامبر الهی حضرت إدریس نبیّ(علیه السلام)

حضرت إدریس نبیّ(علیه السلام) صدّیق ، نبیّ ، صابر و صالح

حضرت إدریس نبیّ(علیه السلام) فرزند حضرت یارد (علیه السلام) و از نوادگان حضرت شیث پیامبر و با پنج واسطه به حضرت آدم(علیه السلام) می­ رسد ، و یکی از أجداد حضرت نوح(علیه السلام) است . بیشتر مورّخان مدت عمر او را قبل از به آسمان رفتن یا بنابر قولی وفاتش ، 365 سال گفته­ اند . بنابر روایات چهار نفر از انبیاء هم­چنان زنده هستند که دو نفر از آنان یعنی حضرت خضر(علیه السلام) و حضرت إلیاس(علیه السلام) بر روی زمین زندگی می­ کنند و دو نفرشان جناب حضرت إدریس(علیه السلام) و حضرت عیسى(علیه السلام) در آسمان­ اند .
 

حضرت إدریس نبیّ(علیه السلام) در قرآن کریم

از جمله پیامبرانی که نام وی در قرآن کریم آمده حضرت إدریس (علیه السلام) است . نام حضرت إدریس نبیّ(علیه السلام) دو بار در قرآن آمده‏ و با اوصاف صدّیق ، نبیّ ، صابر و صالح از او تکریم شده است .
امام صادق(ع) به نقل از پیامبر اسلام(ص) فرمود : «أُخنُوخ» ، نام عبری همان حضرت إدریس (علیه السلام) است که در تورات آمده ، و به یونانی ؛ هُرمُس حکیم ، هُرمُس هرامسه ، إرمیس و طرمیس نامگذاری شده است . نسب حضرت إدریس (علیه السلام) با پنج واسطه بهحضرت آدم(علیه السلام) می­ رسد ، به این ترتیب :
برخی محل تولد و زندگانی حضرت إدریس (علیه السلام) را شهر بابِل دانسته‌اند ، و مورّخانی دیگر گفته­ اند : او در مصر به دنیا آمده است . اما درباره محل زندگی وی ، بنابر روایتی ، او نزدیک کوفه در مکان فعلى مسجد سَهله مى‏ زیست . در منابع مسلمانان (که ظاهراً بر گرفته از تورات است) دو دیدگاه پیرامون عمر حضرت إدریس (علیه السلام) وجود دارد : دیدگاه اول این‌ که ؛ وی وفات کرده ، اما دیدگاه دوم می‌گوید او به آسمان رفته است . در این‌ که قبل از فوت یا رفتن به آسمان ، چند سال زندگی کرده است ، اختلاف نظر وجود دارد . بیشتر مورّخان مدت عمر او را 365 سال گفته‌اند .


صفات و ویژگی­های 
حضرت إدریس نبیّ(علیه السلام) 
او یکی از پنج پیامبری است که به زبان سریانی سخن می­ گفتند که عبارتند از : آدم ، شیث ، ادریس ، نوح و ابراهیم . حضرت إدریس (علیه السلام) بعد از حضرت آدم(ع) ،اولین پیامبر مرسل ، و اولین کسی بود که در میان نسل حضرت آدم(ع) دارای مقام نبوّت شد . اولین کسی بود که با قلم ، خط نوشت . اولین کسی بود که هنر خیاطی می­ دانست و در هنگام خیاطی ذکر تسبیح ، تهلیل ، تکبیر و لاإله إلاالله را بر زبان جاری می‌ساخت ، وی شیوه دوختن لباس را به دیگران آموخت در حالی که قبل از ایشان ، مردم براى پوشش بدن خود از پوست حیوانات استفاده می‌کردند . او اولین کسی بود که علم ستاره‌ شنایی ، علم حساب و نجوم و هیئت را می­ دانست . او نخستین کسی بود که اسلحه به دست گرفت و با کفّار پیکار نمود .
مطابق روایتی از ابو اسحاق کعب بن ماتع الحمیری الاحبار (از راویان اهل سنت) ؛چهار نفر از انبیای الهی هم­چنان زنده هستند که دو نفر از آنان یعنی حضرت خضر(ع) و حضرت إلیاس(ع) بر روی زمین زندگی می­ کنند و دو نفرشان جناب جضرت ادریس(ع) و حضرت عیسى(ع) در آسمان‌اند .

 ( در صورت امكان ادامه مطالب را مطالعه بفرماييد )

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ادامه مطلب

[ یکشنبه سوم آبان ۱۳۹۴ ] [ 11:37 ] [ علیرضا ]
46 نظر
چهارمین تا ششمین پیامبر الهی

حضرت قینان (علیه السلام) تا حضرت ادریس نبی (علیه السلام)

حضرت قینان (علیه السلام) فرزند حضرت انوش (علیه السلام) و چهارمین پیامبر الهی بود ، و 920 سال عمر کرد . بعد از حضرت قینان (علیه السلام) پسرش  حضرت مهلائیل (علیه السلام) به پیامبری رسید و پنجمین پیامبر الهی شد . و صاحب فرزندی به نام حضرت یارد (علیه السلام) شد ، حضرت مهلائیل (علیه السلام) در 895 سالگیفوت کرد .

بعد از او پسرش حضرت یارد (علیه السلام) ، که مردی پارسا و عابد بود به پیامبری رسید ، و ششمین پیامبر الهی گردید و خداوند در سن 62 سالگی (اخنوخ) یا همانحضرت ادریس نبی (علیه السلام) را به او عطا کرد ،  برخی گفته اند ؛ نام یونانی او«طرمیس» بوده است . بعد از فوت حضرت یارد (علیه السلام)  ، فرزندش حضرت ادریس نبی (علیه السلام) به نبوت رسید .

[ پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 16:45 ] [ علیرضا ]
19 نظر
سومین نبی خدا اولین پیامبر در ایران

سومین نبی خدا اولین پیامبر در ایران

حضرت انوش (علیه السلام) سومین پیامبر الهی اولین کسی بود که درخت خرما نشاند و زراعت کرد . حضرت انوش (علیه السلام) در زمان حیات حضرت آدم ابوالبشر (علیه السلام) به دنیا آمد .حضرت شیث (علیه السلام) دومین پیامبر الهی بود ، ایشان هنگامی که مرگ خود را نزدیک دید فرزندش حضرت انوش (علیه السلام) را وصی خود گردانید . و او را از نوری که به هنگام تولد به وی منتقل شده است – یعنی نور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) که از نسل او به دنیا خواهد آمد – آگاه نمود و او را فرمان داد که فرزندانش را از این افتخار و شرف که از بزرگی به دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد آگاه کند . در کتاب تاریخ مسعودی آمده است :حضرت انوش (علیه السلام) اولین کسی بود که به کمک و راهنمائی حضرت جبرائیل (ع) درخت خرما کشت نمودند .

در تاریخ یعقوبی آمده است :

حضرت انوش (علیه السلام)  فرزند حضرت شیث (علیه السلام)  ، بعد از پدر وصی و جانشین وی در امر نبوت و راهنمائی و هدایت بشر شد و وارد کشور ایران گردید و به هدایت خلق پرداخت و به حفظ و نگهداری مفاد وصیت پدر و جدش بزرگوارش برخاست . او به نیکوترین وجهی خدا را بندگی و عبادت کرد ، و قومش را نیز فرمان داد تا به نحو احسن خدای را عبادت کنند .

حضرت انوش (علیه السلام) در دو هزار و 864 سال پیش از میلاد سر انجام در سن ٩٠۵ سالگی بدرود حیات گفت . و در قلعه فهران ( شهر قهدریجان ٢٠ کیلومتری اصفهان ) بدرود حیات گفت ، شهر فهران در زمان خود یکی از شهرهای بزرگ و یکی از مراکز تجارت نیز بوده است و رشته کوههای اطراف این شهر به نام رشته کوههای فهران معروف می باشد .

ضمناً در منابع ، کتابها و سایتهای ایرانی عمر حضرت انوش (علیه السلام) ٩۵٠ تا 965 سال تخمین شده ولی بر اساس منابع موجود در ایران عمر ایشان همان 965 سال می باشد .

[ یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 18:14 ] [ علیرضا ]
30 نظر
دومين پيامبر الهي حضرت شیث (علیه السلام)

دومين پيامبر الهي حضرت شیث (علیه السلام)

نام دیگر حضرت شیث بن آدم « هبة الله » است . او فرزند و جانشین حضرت آدم (علیه السلام)بود .  در روایتی از امام محمد باقر علیه السلام آمده است :

حضرت آدم علیه السلام بعد از کشته شدن هابیل  ، بسیار گریست و به درگاه خداوند شکوه کرد . خداوند به او وعده پسری داد تا جای هابیل را بگیرد . آن‌ گاه به او فرزندی عطا کرد کهحضرت آدم (علیه السلام) او را شیث نام گذاشت . خداوند به حضرت آدم (علیه السلام) وحی کرد که : ( این پسر بخششی است . از جانب پروردگارت  ، پس نام او را  « هبة الله » بگذار )  و حضرت آدم (علیه السلام) نیز چنین کرد .

حضرت آدم (علیه السلام) به هنگام وفات ، مأمور شد شیث را جانشین و وصّی خود معرفی نماید .

او نیز تمامی فرزندان خود را جمع نمود و حضرت شیث (علیه السلام) را به جانشینی خود منصوب نمود .

بدين ترتيب بعد از حضرت آدم (علیه السلام)  ، حضرت شیث (علیه السلام) بعنوان دومين پيامبر از جانب خداوند انتخاب گرديد . در روایات آمده که حضرت آدم (علیه السلام)  به حضرت شیث (علیه السلام) سفارش کرد که علم و مقام خود را از قابیل پنهان دارد  ، مبادا که به وی نیز حسد ورزد و همانند هابیل او را نیز به قتل رساند . از این جهت حضرت شیث (علیه السلام) پیوسته در هراس و درحال تقیه به سر می‌برد .

خداوند تعالی حضرت شیث (علیه السلام) را به پیامبری برگزید و پنجاه صحیفه بر وی نازل کرد تا به وسیله آنها مردم زمان خود را که همگی از نوه‌ها و نوادگان حضرت آدم ابوالبشر علیه السلامبودند به توحید و یگانگی خدا دعوت نماید .

حضرت شیث (علیه السلام) 912 سال زندگی کرد . محل تبلیغ وی مکه معظمه بود و مطالب صحیفه‌ها را که دلایل خداشناسی ، فرایض و احکام و سنن و حدود الهی بود برای فرزندان آدم می‌خواند .  وی سرانجام در مکه درگذشت و در کوه ابوقبیس به خاک سپرده شد .

[ یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ ] [ 9:57 ] [ علیرضا ]
19 نظر
اولین پیامبر حضرت آدم ابولبشر (علیه السلام)

از صحيفه هاي خداوند به حضرت آدم (علیه السلام)

از صحيفه هايي كه خداوند متعال به حضرت آدم (ع) وحي فرستاد  ، اين صحيفه مي فرمايد من تمام نيكي ها و سعادتها را در چهار كلمه براي تو بيان مي كنم .

حضرت آدم (علیه السلام) پرسیدند : آن چهار کلمه کدامند ؟                                                                   

خطاب آمد :

كلمه اول از آن من  ، كلمه دوم از آن تو  ، كلمه سوم ميان من و تو  و كلمه چهارم ميان تو  و مردم .

اول : آنكه از من است ، اينكه مرا بپرستي و شريكي براي من قرار ندهي .

دوم : آنكه از آن تو است ، در برابر كارهايي كه مي كني  ، آنچه را كه بيش از هر چيز به آن نيازمندي ، به تو پاداش دهم .

سوم : آنكه ميان من و تو است  ،  از تو دعا كردن و خواستن و از من اجابت  و  پذيرفتن .

چهارم : بالاخره آنكه ميان تو  و بندگان من است ، اينكه براي مردم دوست بداري آنچه براي خودت دوست مي داري .